شرق سوژه‌ای برای گفت‌وگو علی فرامرزی. نقاش

شرق سوژه‌ای برای گفت‌وگو علی فرامرزی. نقاش

 

سوژه‌ای برای گفت‌وگو

۱۳۹۵ يکشنبه ۱۵ فروردين

علی فرامرزی. نقاش

گستردگی وسایل ارتباط جمعی و پیچیدگی جهان امروز ابعاد جدیدی به زندگی انسان افزوده که چندوجهی‌شدن روابط بین کشورها از نتایج اجتناب‌ناپذیر آن است. آنچنان‌که متخصصان روابط بین‌الملل می‌گویند لایه‌های به‌هم‌تنیده علم دیپلماسی وجوه جدید و بدیعی را فراهم آورده که پیشبرد امر روابط بین کشورها به هنری گاه بین‌متنی تبدیل شده است. اگر در گذشته یک یا دو عامل تعیین‌کننده میزان تأثیرگذاری بر چگونگی نوع رابطه بین کشورها بود، اکنون بیش از چهار نوع دیپلماسی بر این تبادل‌ها سایه افکنده است؛ از تأثیرگذارترین وپرقدمت‌ترین آنها که به مدد ابزار جدید ابعاد ویژه‌ای نیز یافته، رابطه فرادولتی در بین ملت‌ها و مردم با مردم است. این عنصر جدید در علم سیاست به نام دیپلماسی نرم یا دیپلماسی فرهنگی شناخته می‌شود. اگرچه این رابطه فرادولتی است اما تأثیر روزافزونی در روابط رسمی دولت‌ها با یکدیگر دارد و در یک دیپلماسی مدرن به‌خوبی از آن بهره‌برداری می‌شود و در زیرمجموعه دیپلماسی نرم قرار می‌گیرد و این امکان را به‌وجود می‌آورد که در عرصه دیپلماسی رسمی نیز دولت‌ها از آن بهره بگیرند. از آنجایی‌که هنر به‌عنوان نمود و ویترین تجلی و تبلور فرهنگی ملت‌ها مورد کاوش، کارشناسی و رصد دائمی است بنابراین در بُعد دیپلماسی فرهنگی از جایگاه و پایگاه بسیار بااهمیتی برخوردار است تا آنجا که گاه در شرایط ویژه‌ای می‌تواند از تأثیرگذاری بیشتری نسبت به دیپلماسی سیاسی برخوردار شود. روابط فرهنگی می‌تواند بازکننده، تسریع‌کننده، پیش‌برنده و گاه تعیین‌کننده دیپلماسی سیاسی باشد. دیپلماسی فرهنگی در بُعد سخت‌افزاری بسیار کم‌هزینه‌تر از گونه‌های دیگر روابط رسمی است درحالی‌که می‌تواند قدرت تأثیرگذاری بالایی از خود بروز دهد. به‌طورمثال جایزه اسکار فیلم اصغر فرهادی و صحبت او در آن مراسم در شرایطی که ایران زیر سخت‌ترین تهدیدها و فشارهای تبلیغاتی قرار داشت به گمان من توانست تأثیری بیش از سال‌ها تلاش دیپلماتیک را در جهت دورکردن خطر درگیری داشته باشد. هر کشوری برای داشتن دیپلماسی فرهنگی مثبت و تعیین‌کننده نمی‌تواند صرفا بر شخصیت‌های هنری و فرهنگی خود و موفقیت آنان در عرصه‌های بین‌المللی تکیه کند چراکه چنین اتکایی غیر قابل زمان‌بندی و غیرقابل‌پیش‌بینی است، ازهمین‌رو دولت‌ها ضمن استفاده بهینه از این افراد، بر برنامه‌ریزی‌های مدون فرهنگی نیز تأکید می‌کنند و حاضر هستند در این خصوص سرمایه‌گذاری‌های کلان کنند. برنامه‌های تکرارشونده، تاریخ‌مند، برخوردار از تبلیغات هوشمند و تدوین‌شده همایش‌ها و فعالیت‌های جمعی هنری مثل فستیوال فیلم تهران ازجمله ابزار مدرنی است که می‌تواند کاربرد فراوانی در زمینه موضوع موردبحث داشته باشد. با نگاهی به کشورهای منطقه و سرمایه‌گذاری آنان در بخش فرهنگ و هنر می‌توان میزان درک آنان را از دیپلماسی مدرن و تأثیرگذاری این برنامه‌ریزی‌ها در جذب افکارعمومی همسایگان و دیگر کشورهای جهان دریافت. بی‌ینال‌ها، آرت‌فرها، اکسپوها، حراج‌ها و مواردی از این دست که هرروز بیش از پیش در بعضی از کشورهای منطقه درحال انجام است نمونه‌های بارزی از اهمیت دیپلماسی فرهنگی است. تأسف‌آور این است که کشور ما با داشتن پتانسیل کافی درجهت حرکت برای چنین برنامه‌هایی، از کمترین میزان بهره‌وری برخوردار است. نکته قابل‌ذکر دیگر این است که شکل برگزاری‌های دولتی این نوع برنامه‌ها نمی‌تواند همان تأثیرگذاری و پیامی را برساند که نوع مردمی و تشکل‌های مردم‌نهاد در بخش خصوصی می‌رساند. البته شکل‌های مختلف و گوناگونی از مشارکت وجود دارد. اینکه در کشوری مانند ایران کدام‌یک از گونه‌های برگزاری درمجموع می‌تواند از بازده بیشتری برخوردار باشد خود بحث مستقلی است که می‌تواند سوژه‌ای برای گفت‌وگو در شکل‌های مختلف آن باشد.

 

http://www.sharghdaily.ir/News/89208